هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بیانگر درد و رنج عاشقانه، جدایی و ناامیدی است. شاعر از عشق نافرجام، رنج‌های روحی و بی‌وفایی یار می‌گوید و از مفاهیمی مانند شمع و فانوس، ویرانه، گریه و داغ برای توصیف حالات درونی خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و رنج‌های روحی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۱۶۲ - آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت

آن جنگجو که هیچ ملال از جفا نداشت
صلحش بسان رنجش عاشق بقا نداشت ۱

دل از هجوم درد تو شرمندگی کشید
ویرانه حیف درخور سیلاب جا نداشت ۲

شمعم زباد دامن فانوس می کشد
آن محنتی که در ره باد صبا نداشت ۳

ازهای های گریه من تا دلش گرفت
دیگر چو آب تیغ سر شکم صدا نداشت ۴

بر سینه خط زخم چه خوانا نوشته ای
داغ ارچه بود حاجت این نقطه ها نداشت ۵

روزی هزار بار اگر گریه دیده را
می شست بیتو خانه چشمم صفا نداشت ۶

گر آب و دانه در قفس مرغ دل نبود
صیاد را چه جرم، قفس این فضا نداشت ۷

از گریه ام که زیب عروسان گلشنست
پای گلی نبود که رنگ حنا نداشت ۸

دل ترک آشنائی ما زود کرد و رفت
زان شد پسند یار که عیب وفا نداشت ۹

دست جنون لباس چو کند از بر کلیم
چون غنچه رخت زیر بزیر قبا نداشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۱ - چشم دلجوئی دلم از مردم عالم نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۳ - دل دامن مجاورت چشم تر گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.