هوش مصنوعی: این شعر از عشق، طبیعت و رازهای نهفته در دل سخن می‌گوید. با تصاویری مانند طغیان دجله، شمع و فانوس، و گلستان، احساسات عمیق و پیچیده‌ای را بیان می‌کند. همچنین، از مفاهیمی مانند عشق پنهان، زیبایی جهان، و رنج‌های عاشقانه استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن از مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی استفاده کرده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

غزل ۱۶۸ - دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است

دجله اشک از بهار شوق طغیان کرده است
رازهای سینه را خاشاک طوفان کرده است ۱

دل گمان دارد که پوشیده است راز عشق را
شمع را فانوس پندارد که پنهان کرده است ۲

زاهد از حسن جهان آرای جانان می کند
آنقدر ذوقی که دیوار گلستان کرده است ۳

منت باران بکشت آرزویش می نهد
غمزه ات گر خسته ایرا تیرباران کرده است ۴

می شود اول ستمگر کشته بیداد خویش
سیل دایم بر سر خود خانه ویران کرده است ۵

در گلستان وفا، بلبل بگل هرگز نکرد
آن نظربازی که چشمم با مغیلان کرده است ۶

ربط سرها ماند با زانوی غم دیگر سپهر
هرکجا دیده است پیوندی پریشان کرده است ۷

زلف هندوی ترا از دلبری خط توبه داد
کافری را کافر دیگر مسلمان کرده است ۸

فکر پرواز گلستان دارد اندرسر کلیم
ساز راه گلشن کشمیر سامان کرده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۷ - چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۶۹ - دلها بیک نظاره ز نظارگان گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.