هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند ناامیدی، عشق، صبر و رنجهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بخت بد، ناسازگاری زمانه و حسرت وصال مینالد، اما در عین حال به امید گشایش و بهار نیز اشاره میکند. در پایان، عشق و تشنگی برای بقا را شرط راه میداند و به آرامش درون حتی در شرایط سخت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۸۲ - تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود
تا بخت بد زهمرهی ما جدا شود
خواهم که جاده در ره وصل اژدها شود ۱
چشم گشایش از فلکم نیست زانکه بخت
در کار نفکند گرهی را که وا شود ۲
با خویشتن بخاک، دلا حسرت وصال
چندان ببر که توشه راه فنا شود ۳
ناسازگاری زمانه بهر کس که رونهد
گر بر گل زمین گذرد خار پا شود ۴
شد وقت آنکه در چمن از مقدم بهار
مانند غنچه شیشه سر بسته وا شود ۵
شرط رهست تشنه لبی در طریق عشق
گر نقش پای چشمه آب بقا شود ۶
نفس دنی که عاشق جا هست، خوشدلست
در کشتی شکسته اگر ناخدا شود ۷
اشکم باد شعله بالای او کلیم
از دیده ام برنگ شرر در هوا شود ۸
خواهم که جاده در ره وصل اژدها شود ۱
چشم گشایش از فلکم نیست زانکه بخت
در کار نفکند گرهی را که وا شود ۲
با خویشتن بخاک، دلا حسرت وصال
چندان ببر که توشه راه فنا شود ۳
ناسازگاری زمانه بهر کس که رونهد
گر بر گل زمین گذرد خار پا شود ۴
شد وقت آنکه در چمن از مقدم بهار
مانند غنچه شیشه سر بسته وا شود ۵
شرط رهست تشنه لبی در طریق عشق
گر نقش پای چشمه آب بقا شود ۶
نفس دنی که عاشق جا هست، خوشدلست
در کشتی شکسته اگر ناخدا شود ۷
اشکم باد شعله بالای او کلیم
از دیده ام برنگ شرر در هوا شود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۱ - دل که لبریز الم شد ز نوا می افتد
گوهر بعدی:غزل ۱۸۳ - خاک غربت در مذاقم آبحیوان می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.