هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنجهای عاطفی و اجتماعی سخن میگوید. شاعر از بیعدالتی، تنگدستی، و ناامیدی در زندگی شکایت دارد و به مفاهیمی مانند غم، گمنامی، و نبود آرامش اشاره میکند. همچنین، از عشق نافرجام و جهان ناعادلانه نیز صحبت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربه دارد.
غزل ۱۸۶ - جور تو ز پی فغان ندارد
جور تو ز پی فغان ندارد
زخم ستمت دهان ندارد ۱
جان گرچه بچشم در نیاید
گمنامی آن میان ندارد ۲
از بس دهن تو تنگدست است
نام ار بودش نشان ندارد ۳
دل بی آبست و دیده ویران
بیمایه غم دکان ندارد ۴
در باغ جهان دهان خندان
دیدم گل زعفران ندارد ۵
او را هم از آن میان خبر نیست
زان گم شده کس نشان ندارد ۶
افسانه وصل چیست دانی
بامیست که نردبان ندارد ۷
در حشر دگر زما چه خواهند
غارت زده ارمغان ندارد ۸
راحت مطلب کلیم از چرخ
چیزیست که آسمان ندارد ۹
زخم ستمت دهان ندارد ۱
جان گرچه بچشم در نیاید
گمنامی آن میان ندارد ۲
از بس دهن تو تنگدست است
نام ار بودش نشان ندارد ۳
دل بی آبست و دیده ویران
بیمایه غم دکان ندارد ۴
در باغ جهان دهان خندان
دیدم گل زعفران ندارد ۵
او را هم از آن میان خبر نیست
زان گم شده کس نشان ندارد ۶
افسانه وصل چیست دانی
بامیست که نردبان ندارد ۷
در حشر دگر زما چه خواهند
غارت زده ارمغان ندارد ۸
راحت مطلب کلیم از چرخ
چیزیست که آسمان ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - نشود اینکه ز دل اشک جگرگون نرود
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - عمر سیرش کوته است ار جورت از دل می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.