هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند هنر، تقدیر، آزادی، روابط انسانی، خودشناسی و طبیعت میپردازد. شاعر بیان میکند که نقص در هنر به معنای کمبختی هنرمند نیست و ارزش گوهر به رشته آن بستگی ندارد. همچنین بر اهمیت آزادی، خودشناسی و پذیرش عیوب تأکید میکند. روابط انسانی و طبیعت نیز از دیگر مضامین اصلی این شعر هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر و تأمل دارند که برای سنین پایین ممکن است قابل درک نباشد.
غزل ۱۹۰ - کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
کم بختی هنرمند نقص هنر نباشد
گر رشته نارسا شد عیب گهر نباشد ۱
آزاد از تعلق چون نخل در خزان باش
زر را بخاک افشان سائل اگر نباشد ۲
شیرازه بند الفت نبود بغیر نسبت
گر سر سبک نباشد بالش ز پر نباشد ۳
دستیکه بخت دارد در جمع کردن غم
گاهی گرفتن کام در زیر سر نباشد ۴
خود را چنانچه هستی بنما به عیب جویان
چون پرده ای نداری کس پرده در نباشد ۵
در چارباغ گیتی گردیدم و ندیدم
نخلی که سایه او به از ثمر نباشد ۶
خود را بهر که سنجی چیزی ز خویش کم کن
خواهی که از تو افزون کس در هنر نباشد ۷
نقش و نگار خانه در شهر ما همین است
کز سیل حادثاتش دیوار و در نباشد ۸
چشمی طبیب دلهاست کز حال خستگانش
او را خبر نباشد گر نوحه گر نباشد ۹
نتوان کلیم تنها رفتن براه غربت
آوارگی درین ره گر همسفر نباشد ۱۰
گر رشته نارسا شد عیب گهر نباشد ۱
آزاد از تعلق چون نخل در خزان باش
زر را بخاک افشان سائل اگر نباشد ۲
شیرازه بند الفت نبود بغیر نسبت
گر سر سبک نباشد بالش ز پر نباشد ۳
دستیکه بخت دارد در جمع کردن غم
گاهی گرفتن کام در زیر سر نباشد ۴
خود را چنانچه هستی بنما به عیب جویان
چون پرده ای نداری کس پرده در نباشد ۵
در چارباغ گیتی گردیدم و ندیدم
نخلی که سایه او به از ثمر نباشد ۶
خود را بهر که سنجی چیزی ز خویش کم کن
خواهی که از تو افزون کس در هنر نباشد ۷
نقش و نگار خانه در شهر ما همین است
کز سیل حادثاتش دیوار و در نباشد ۸
چشمی طبیب دلهاست کز حال خستگانش
او را خبر نباشد گر نوحه گر نباشد ۹
نتوان کلیم تنها رفتن براه غربت
آوارگی درین ره گر همسفر نباشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - مطربی کو که بخورشید رخش ناز کند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - از غمی شکوه نکن تا غم دیگر ندهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.