هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف حال و هوای بزم و می‌نوشی، همراه با موسیقی و مستی می‌پردازد. شاعر از یاران می‌خواهد که باده بنوشند، فضایی شاد و گرم ایجاد کنند و غم را از دل بزدایند. همچنین، اشاره‌هایی به طبیعت و عناصر آن مانند ابر، گل و آتش دارد.
رده سنی: 18+ محتوا شامل اشاره‌های مستقیم به مصرف شراب و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست. همچنین، مضامین عرفانی و شادی‌آفرین آن ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.

غزل ۱۹۹ - ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید

ابر تا برجاست یاران باده در ساغر کنید
چشم اختر تا نمی بیند دماغی تر کنید ۱

پنجه گل بین که از سرما نمی آید بهم
زیر هر گلبن زمینای می آتش بر کنید ۲

تا دماغم گرم از می نیست از مو بر سرم
گر بگویم سنگ می بارد زمن باور کنید ۳

نامه اعمال چون از زلف ساقی در کفست
بزم را از شور مستان عرصه محشر کنید ۴

ما نمی فهمیم آهنگی، خدا را مطربان
هر زهی نزدیکتر باشد بمستی سر کنید ۵

تکیه چون زنجیر در مستی بدوش هم خوشست
تا بپای خم رسیدن فکر یکدیگر کنید ۶

دف که بیسوز دلست آبی برویش می زنند
ساعتی پیراهن فانوس را هم تر کنید ۷

رخصت میخوارگی پیرمغان ما را چو داد
گفت بدمستی است گر غم را زخاطر در کنید ۸

از می و مطرب مکدر می شود طبع کلیم
دوستان بهر دماغش چاره دیگر کنید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۸ - چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.