هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از اسارت در عشق، بیوفایی دنیا، و ارزش نام و نشان سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند تقدیر، شمشیر، و مسافرتی نمادین دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر، برای درک و تجربه‌ی مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات مانند شمشیر و تقدیر نیاز به درک بالاتری از زندگی و فلسفه دارند.

غزل ۲۰۱ - اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند

اسیر عشقم و هر کس مرا غلام کند
بگوش حلقه ام از حلقه های دام کند ۱

چه بخت بی اثرست این که جزو ناری من
دمیکه شعله کشد کار پخته خام کند ۲

چرا نگرید بلبل که بیوفائی دهر
امان نداد که گل خنده را تمام کند ۳

باسم و رسم چه مردانه پشت پا زده ام
نگین بدستم پهلو تهی ز نام کند ۴

هر آنکه سر ز گریبان چو نال برون کرد
بطاق ابروی شمشیر او سلام کند ۵

اگر جدا ز تو می را حلال می دانم
خدا بتیغ تو خون مرا حرام کند ۶

ندیده ایم بجز جان مانده بر لب خویش
مسافریکه در اول قدم مقام کند ۷

خوش آنکه نام تو موزون نهد بنسبت شعر
کلیم شاه جهان ترا غلام کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۲ - چشم عارف جز چراغ کلفت از دنیا ندید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.