هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تقدیر و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. شاعر از می، عشق و رنج‌های روحی سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر و شناخت نفس اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به تجربه‌ی زندگی و شناخت بیشتری دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.

غزل ۲۱۱ - ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد

ساقی از تاب می آن لحظه که در می گیرد
عرق از عارض او رنگ شرر می گیرد ۱

می پذیرند بدان را بطفیل نیکان
رشته را پس ندهد آنکه گهر می گیرد ۲

صافدل ترک حق از بهره خوش آمد نکند
زشت رو آینه بیهوده بزر می گیرد ۳

هر دمی را اثری هست که از صحبت خلق
هر نفس آینه ام رنگ دگر می گیرد ۴

چشم بندد ز جهان تا بگشاید دل تنگ
مرغ دلگیر تو سر در ته پر می گیرد ۵

منم آن نخل برومند که دهقان قضا
می فروشد ثمرم را و تبر می گیرد ۶

اشک آگاه بود از دل شوریده کلیم
بیشتر طفل ز دیوانه خبر می گیرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - کند گر آرزوی دیدنت آئینه جا دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - رود آرام ز عمری که بهجران گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.