هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، فداکاری و جستجوی معنوی سخن میگوید. شاعر از دردها و رنجهای عشق میگوید و به مفاهیمی مانند شهید، آینه، و طلب اشاره میکند. همچنین، انتقادی به زاهدان و ریاکاریهای آنان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند «خنجر قاتل» و «شهید» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
غزل ۲۱۷ - خوبان که روی بر من بیدل نهاده اند
خوبان که روی بر من بیدل نهاده اند
دام از پی شکاری بسمل نهاده اند ۱
باشد نشان پا همه خونین بکوی دوست
آنجا زبسکه کام بساحل نهاده اند ۲
مستان ز بحر پر خطر عشق همچو مل
تا بر گرفته کام بساحل نهاده اند ۳
خود را شهید دیده ام ایدل که در کفم
آئینه ای ز خنجر قاتل نهاده اند ۴
جیبی زشوق پاره نکردند زاهدان
بر دستشان ز سبحه سلاسل نهاده اند ۵
مقصد طلب مباش که سرگشته مانده اند
آنها که رخت خویش بمنزل نهاده اند ۶
در بزم او کلیم ز آه شررفشان
شمعیست در کناره محفل نهاده اند ۷
دام از پی شکاری بسمل نهاده اند ۱
باشد نشان پا همه خونین بکوی دوست
آنجا زبسکه کام بساحل نهاده اند ۲
مستان ز بحر پر خطر عشق همچو مل
تا بر گرفته کام بساحل نهاده اند ۳
خود را شهید دیده ام ایدل که در کفم
آئینه ای ز خنجر قاتل نهاده اند ۴
جیبی زشوق پاره نکردند زاهدان
بر دستشان ز سبحه سلاسل نهاده اند ۵
مقصد طلب مباش که سرگشته مانده اند
آنها که رخت خویش بمنزل نهاده اند ۶
در بزم او کلیم ز آه شررفشان
شمعیست در کناره محفل نهاده اند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶ - شب که جوش گریه من مایه سیلاب بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸ - در زنگبار خاطر من کار می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.