هوش مصنوعی: این شعر از ناصرخسرو، شاعر و فیلسوف ایرانی، بیانگر اندوه و رنج‌های روزگار است. شاعر از تیرگی آینه‌ها، گرمی بازار هنر، و تأثیر سخن بر سنگ و کوه سخن می‌گوید. او همچنین به وفاداری، آرزوهای دل، و بی‌عدالتی‌های زمانه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۱۸ - در زنگبار خاطر من کار می کند

در زنگبار خاطر من کار می کند
هر صیقلی که آینه را تار می کند ۱

گر در بضاعت هنر آتش زند سپهر
آن را حساب گرمی بازار می کند ۲

دارم بدل ز پرتو غمهای روزگار
عکسی که جانشینی زنگار می کند ۳

اعضا چنین که تحفه دردت بهم دهند
آزار خار پا بجگر کار می کند ۴

در دل بپاسبانی نقد وفای تو
هر داغ کار دیده بیدار می کند ۵

یوسف بنسیه کس نخرد در زمان ما
دل آرزوی جوش خریدار می کند ۶

در سنگ خاره نیز اثر می کند سخن
کوه از صدا همین سخن اظهار می کند ۷

برداشت بخت اگر زر هم سنگر قضا
اندیشه کشیدن دیوار می کند ۸

اینجا کلیم دعوی خون را گواه نیست
کی پادشه ز قتل کس انکار می کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۷ - خوبان که روی بر من بیدل نهاده اند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹ - بجز سکوت ز روشندلان نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.