هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و عاطفی شاعر می‌پردازد. شاعر از سکوت و ناتوانی در بیان احساسات خود سخن می‌گوید، از ترس و نگرانی در مواجهه با حوادث زندگی می‌نالد، و از عشق و دل‌بستگی به معشوق صحبت می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند فروتنی، عجز انسان در برابر تقدیر، و بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به خوبی درک شوند.

غزل ۲۱۹ - بجز سکوت ز روشندلان نمی آید

بجز سکوت ز روشندلان نمی آید
زبان شعله بکار بیان نمی آید ۱

زسیل حادثه چشمم چنین که ترسیدست
ز دیده دیدن ریک روان نمی آید ۲

خدنگ آه شکار افکنست لیک چه سود
که از هزار یکی بر نشان نمی آید ۳

بزلف او نیم آگه زحال دل چکنم
خبر همیشه زهندوستان نمی آید ۴

سری که افسر شاهی قسم باو نخورد
بکار سجده آن آستان نمی آید ۵

جرس براه طلب غیر ازین نمی گوید
که هیچکار ز آه و فغان نمی آید ۶

از آن دیار که سود سفر خطر باشد
چو راه امن شود کاروان نمی آید ۷

ز مور لاف سلیمانی از چه برتابم
ز من فروتنی از آسمان نمی آید ۸

هلاک چشم ادا فهمیم که دریابد
هر آن سخن که ز دل بر زبان نمی آید ۹

ز غمزه اش مطلب رخصت نظاره کلیم
صلای سیر گل از باغبان نمی آید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - در زنگبار خاطر من کار می کند
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - مرغ دلم که خانه خرابی بجان خرید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.