هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج‌های زندگی، ناپایداری شرایط و امیدواری می‌پردازد. شاعر از ناپایداری شادی در عشق، قناعت به عنوان راهی برای رهایی از غم، بی‌قراری انسان، گذرا بودن سختی‌ها و امید به پایان تاریکی‌ها سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و جور ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۲۱ - بملک عشق دل شادمان نمی ماند

بملک عشق دل شادمان نمی ماند
گل شکفته درین گلستان نمی ماند ۱

نمی خورد غم روزی کسیکه قانع شد
همای هرگز بی استخوان نمی ماند ۲

چرا چو موج همیشه است بیقراری ما
بیک قرار چو وضع جهان نمی ماند ۳

سیاه روزی ما همچنین نخواهد ماند
شب ار دراز بود جاودان نمی ماند ۴

دلا مکش همه شب آه جانگداز چو شمع
که وقت صبح بکامت زبان نمی ماند ۵

ازین رمی که تر از من است پیکان هم
زتیر جور تو در استخوان نمی ماند ۶

شمار زخم ستمهای دوست نتوان کرد
که از خدنگ جفاها نشان نمی ماند ۷

براه پرخطری می روم که نقش قدم
زبیم در عقب کاروان نمی ماند ۸

کلیم ناوک آهت گشاد خواهد یافت
همیشه تیر کسی در کمان نمی ماند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۰ - مرغ دلم که خانه خرابی بجان خرید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲ - گر شبی دیده خونفشان نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.