هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت، عشق نافرجام، رنجهای عاطفی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از درد دل، بیعدالتی، و انتظار بیپایان مینالد و تصاویری از جذابیت و رنجش عشق را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عشق، و مفاهیم انتزاعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۲۳۴ - دل که چندین آه از جان می کشد
دل که چندین آه از جان می کشد
نقش آن زلف پریشان می کشد ۱
دیده ام پست و بلند روزگار
دل بآن چاه زنخدان می کشد ۲
شیشه ناموس را خوش جذبه ایست
سنگ را از دست طفلان می کشد ۳
تا تواند بر سر من خاک بیخت
بخت دست از آب حیوان می کشد ۴
مور خط لعل لبت را خوش گرفت
خاتم از دست سلیمان می کشد ۵
تیغ بیداد تو هر جا شد علم
شعله هم سر در گریبان می کشد ۶
اشک رسوا کرد ما را ورنه دل
ناله را از سینه پنهان می کشد ۷
کاش بگذارد گریبان مرا
یار از دستم چو دامان می کشد ۸
مزرع امید دل آبی نخورد
انتظار تیرباران می کشد ۹
در کشاکش تا بکی باشم کلیم
دل بدرد و جان بدرمان می کشد ۱۰
نقش آن زلف پریشان می کشد ۱
دیده ام پست و بلند روزگار
دل بآن چاه زنخدان می کشد ۲
شیشه ناموس را خوش جذبه ایست
سنگ را از دست طفلان می کشد ۳
تا تواند بر سر من خاک بیخت
بخت دست از آب حیوان می کشد ۴
مور خط لعل لبت را خوش گرفت
خاتم از دست سلیمان می کشد ۵
تیغ بیداد تو هر جا شد علم
شعله هم سر در گریبان می کشد ۶
اشک رسوا کرد ما را ورنه دل
ناله را از سینه پنهان می کشد ۷
کاش بگذارد گریبان مرا
یار از دستم چو دامان می کشد ۸
مزرع امید دل آبی نخورد
انتظار تیرباران می کشد ۹
در کشاکش تا بکی باشم کلیم
دل بدرد و جان بدرمان می کشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳ - دود آهم رنگ از خورشید عالمتاب برد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵ - چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.