هوش مصنوعی: این شعر از حسرت دیدار معشوق، ناله‌های عاشقانه، و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌هایی می‌گوید که جز با آخرین نفس آرام نمی‌گیرند و از عاشقانی که با وجود رنج‌ها، قانع و وفادارند. همچنین، اشاره‌ای به ناپایداری زیبایی و ارزش خرد در برابر عشق دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و استعاری آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۳۵ - چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد

چند در وصل تو دل حسرت دیدار کشد
در چمن ناله مرغان گرفتار کشد ۱

دل که غیر از دم آخر، نفس خوش نزند
در ته تیغ نشیند که ز پا خار کشد ۲

گرچه دست هوسم یک گل ازین باغ نچید
جذب پای طلبم خار ز دیوار کشد ۳

منم آن عاشق قانع که بکنج گلخن
شعله در بر بهوای قد دلدار کشد ۴

شمع بگداخت سراپا و شد از شرم خلاص
تا یکی خجلت از آن قامت و رخسار کشد ۵

هر سریرا که بود مغز خرد یک سر مو
تا بود داغ چرا منت دستار کشد ۶

هر که گوید که بروی تو بود گل مانند
روکشی بر رخ آئینه ز زنگار کشد ۷

آب در گوهرم از گرد کسادی شده گل
کی باین مهره گل طبع خریدار کشد ۸

همدم آورد طبیبش بسر از بسکه کلیم
یاد آن چشم کند ناله بیمار کشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - دل که چندین آه از جان می کشد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.