هوش مصنوعی: این شعر از مولانا یا شاعری عارف‌مسلک است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، مرگ، ناپایداری دنیا، و عرفان می‌پردازد. شاعر از غم به عنوان عاملی برای شکرگزاری یاد می‌کند، مرگ را در غیاب معشوق شیرین می‌داند، و به ناپایداری دنیا و فریبندگی زیبایی‌های ظاهری اشاره می‌کند. همچنین، از مفاهیمی مانند عقل، عشق، و تصوف سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی اشارات به رنج و مرگ ممکن است برای گروه‌های سنی پایین سنگین باشد.

غزل ۲۳۷ - شکر گویم هر چه غم با جان مسکین می کند

شکر گویم هر چه غم با جان مسکین می کند
در مذاقم مرگ را دور از تو شیرین می کند ۱

خاک کوی خاکساران افسر هر کس که شد
دارد ار بستر ز دیبا خشت بالین می کند ۲

گر حدیث بیوفائیهای خوبان بشنود
بیستون پهلو تهی از نقش شیرین می کند ۳

گل درین گلشن زبس آسیب دارد در کمین
بال بلبل را خیال دست گلچین می کند ۴

طفل اشکم از تلون خانه های دیده را
گاه می سازد سفید و گاه رنگین می کند ۵

صوفیان از سینه روشن بعجب افتاده اند
آری آری مرد را آئینه خودبین می کند ۶

با عصای عقل هر کس می رود در راه عشق
طی دشت آتشین از پای چوبین می کند ۷

شیخ شهر از باده خاک سبحه را گل ساخته
فرصتش بادا علاج رخنه دین می کند ۸

ناله را از لب بدل هرگز نمی آرد کلیم
شعله را از ابلهی تعلیم تمکین می کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۶ - چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸ - چند نومید ز کوی تو دل زار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.