هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند نومیدی، عشق، فقر، و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌هایی مانند «کوی تو»، «میکده»، و «تیغ از موج نفس»، احساسات عمیق و دردهای درونی را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم اجتماعی مانند فقر و تهیدستی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و واژگان به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۳۸ - چند نومید ز کوی تو دل زار آید

چند نومید ز کوی تو دل زار آید
چون تهیدست که از میکده هشیار آید ۱

خار پا در ره ادبار ز دامن روید
سر سودا زده در جیب بدیوار آید ۲

فقر اگر زخم زند مرهمش از عزلت نه
که تهیدست خوردن خون چو ببازار آید ۳

عشق تا قابل زخم ستمم می داند
تیغ از موج نفس بر دل افکار آید ۴

می کند نرگس بیمار تو غمخواری دل
همچو مستی که بپرسیدن بیمار آید ۵

کس ندیدیم که مردود رود از در عشق
آتش آن نیستکه از خار و خسش عار آید ۶

می توان یافت سرشگی که ز دل می خیزد
بی نشان نیست اگر طفل زگلزار آید ۷

شب آدینه بدریوزه میخانه شهر
شیخ پنهان رود و از ره بازار آید ۸

گر متاع سخن امروز کسادست کلیم
تازه کن طرز که در چشم خریدار آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - شکر گویم هر چه غم با جان مسکین می کند
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - دل بجذب خواری خود جور دشمن می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.