هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از عشق، فراق، و رنجهای عاطفی سخن میگوید. او از زلف یار، سودای عشق، و دردهای ناشی از آن یاد میکند و از طبیعت و عناصری مانند سیل، گل، و دریا برای بیان احساساتش استفاده مینماید. همچنین، اشارههایی به ناامیدی، آرزوهای بربادرفته، و درماندگی در برابر تقدیر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۷ - خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
چو سیل سلسله برپا، سرم بصحرا داد ۱
هرآنچه در حق ما گفت غم بجا آورد
بدیده قطره ای ار گفته بود دریا داد ۲
تمام چیده بتابوت آرزو بستم
درین چمن گل عیشی که گلبن ما داد ۳
هزار رنگ گل حیرتم بدامان است
ببین که گلشن طالع دگر چه گلها داد ۴
علاج طالع بیمار قفل آب و هواست
طبیب تجربه را هم بدین مداوا داد ۵
درون سینه زبس غم نداشت جای نشست
دلم به پهلوی خود ناوک ترا جا داد ۶
کلیم عشق بخود راه آرزو ندهد
گمان مبر که سرابش فریب دریا داد ۷
چو سیل سلسله برپا، سرم بصحرا داد ۱
هرآنچه در حق ما گفت غم بجا آورد
بدیده قطره ای ار گفته بود دریا داد ۲
تمام چیده بتابوت آرزو بستم
درین چمن گل عیشی که گلبن ما داد ۳
هزار رنگ گل حیرتم بدامان است
ببین که گلشن طالع دگر چه گلها داد ۴
علاج طالع بیمار قفل آب و هواست
طبیب تجربه را هم بدین مداوا داد ۵
درون سینه زبس غم نداشت جای نشست
دلم به پهلوی خود ناوک ترا جا داد ۶
کلیم عشق بخود راه آرزو ندهد
گمان مبر که سرابش فریب دریا داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - داغ اگر بر روی همچون برگ گل جا می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.