هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان دردها و رنج‌های عاشقانه و وجودی می‌پردازد. شاعر از دل‌های دیوانه، گریه‌های بی‌اثر، تقدیر سخت، و عشق سوزان سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند ناامیدی، رنج‌های زندگی، و پذیرش سرنوشت اشاره دارد. در نهایت، شاعر به وفاداری و مقاومت در برابر سختی‌ها تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج، ناامیدی، و تقدیر نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۴۶ - تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود

تا دل دیوانه بود از عافیت دلگیر بود
همچو شیون خانه زاد حلقه زنجیر بود ۱

گریه چون سیلاب از یک خانه روی دل ندید
ناله هر جا رفت نی در ناخن تأثیر بود ۲

تیره روزی نیست امروزی که تدبیری کنم
این سیه روزی مداد خامه تقدیر بود ۳

در کنار مادر دهریم طفل روزه دار
رفت ایامی که پستان اهل پرشیر بود ۴

از سرم بیرون نخواهد رفت سودایت که عشق
بر سر من بیخت هر خاکی که دامنگیر بود ۵

در دیار آشنائی روی خندان زخم داشت
ابروی بی چین اگر دیدیم با شمشیر بود ۶

آتش دوزخ ز ما تردامنان رنگی نداشت
آنچه ما را سوخت آنجا خجلت تقصیر بود ۷

هر که شد قانع ببوی خانه همسایه ساخت
تا بدل بوی کبابی بود چشمم سیر بود ۸

از هدف باید کلیم آموختن طرز وفا
صد ستم دید و همان رویش بسوی تیر بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۷۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - دل جز کجی ز زلف تو نامهربان ندید
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - خیال زلف تو بازم بدست سودا داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.