هوش مصنوعی:
این شعر از کلیم کاشانی، شاعر فارسیزمان صفوی، است که مضامین عرفانی، عاشقانه و اخلاقی را در بر میگیرد. شعر به رابطهی عاشق و معشوق، دیوانگی عشق، بیخبری از دنیا، و ارزش هنر و معرفت میپردازد. همچنین، انتقاد از جهل و بیهنری و ستایش عقل و جنون عارفانه از دیگر درونمایههای آن است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۲۵۵ - ایدل چو راز دوست نخواهی سمر شود
ایدل چو راز دوست نخواهی سمر شود
نامش چنان مبر که زبان را خبر شود ۱
سر دارد الفتی بهوایت که چون حباب
با او سفر کند اگر از سر بدر شود ۲
جاهل برو ز مرشد بیمعرفت چه فیض
کوری کجا عصاکش کور دگر شود ۳
زنجیر زلف او دل دیوانه را شناخت
سودا مقررست که شب بیشتر شود ۴
منت کش از حمایت کس نیست عجز ما
تا نقش سینه هست که ما را سپر شود ۵
دود سپند بیهنری چون شود بلند
آتش زن ستاره اهل هنر شود ۶
بر اهل عقل فیض جنون کم ز باده نیست
باید کسی ز کار جهان بی خبر شود ۷
هر کس اگر بقدر هنر بهره یافتی
بایست آب بحر نصیب گهر شود ۸
از هیچیک ندارد امید اثر کلیم
گره آه شعله گردد و اشکش شرر شود ۹
نامش چنان مبر که زبان را خبر شود ۱
سر دارد الفتی بهوایت که چون حباب
با او سفر کند اگر از سر بدر شود ۲
جاهل برو ز مرشد بیمعرفت چه فیض
کوری کجا عصاکش کور دگر شود ۳
زنجیر زلف او دل دیوانه را شناخت
سودا مقررست که شب بیشتر شود ۴
منت کش از حمایت کس نیست عجز ما
تا نقش سینه هست که ما را سپر شود ۵
دود سپند بیهنری چون شود بلند
آتش زن ستاره اهل هنر شود ۶
بر اهل عقل فیض جنون کم ز باده نیست
باید کسی ز کار جهان بی خبر شود ۷
هر کس اگر بقدر هنر بهره یافتی
بایست آب بحر نصیب گهر شود ۸
از هیچیک ندارد امید اثر کلیم
گره آه شعله گردد و اشکش شرر شود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - خوش آنکه کنج غم خود بگلستان ندهد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - گر سیل فتنه خیزد دل را چه مشکل افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.