هوش مصنوعی: این متن به احساسات غم‌انگیز و ناامیدی فردی می‌پردازد که مانند موجی همیشه در سفر و بی‌قرار است. او از زندگی ناامید شده و احساس می‌کند در قفسی تنگ گرفتار است. متن همچنین به آرزوهای بربادرفته و اشک‌های حسرت اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۲۶۱ - کسی تا کی بسان موج دایم در سفر باشد

کسی تا کی بسان موج دایم در سفر باشد
دری نشناسد و چون موج دایم دربدر باشد ۱

بخضرم احتیاجی نیست گر اینست گمراهی
که کوران را عصا هم می تواند راهبر باشد ۲

سبک پی قاصدی باید که چون غمنامه ما را
بدست او دهد کاغذ هنوز از گریه تر باشد ۳

زبس بر خویشتن می بالد از ذوق گرفتاری
قفس هر لحظه بر مرغ دل ما تنگتر باشد ۴

درین وحشت سرایم گوشه امنی نشد روزی
که همچون شمع هر جا می روم سر در خطر باشد ۵

کلیم از دل بدر کن آرزوی آن کمر ورنه
مدام از اشک حسرت موج خونت تا کمر باشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۰ - عاشق از حیرت درین وادی بجائی می رسد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲ - آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.