هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، ریا، ناپایداری دنیا، و دردهای روحی میپردازد. شاعر از بیقراری عاشق، ناتوانی در کنترل مستی عشق، و نبودن جایگاه امن در دنیای پر از ریا سخن میگوید. همچنین، به تنهایی و رنجهای درونی اشاره دارد و دنیا را مکانی بیثبات و پر از فریب توصیف میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و نقد اجتماع ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۶۲ - آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد
آشوب طلب خاطر فرزانه ندارد
زنبور هوس در دل ما خانه ندارد ۱
اندازه مستی نتوانیم نگهداشت
زان باده خرابیم که پیمانه ندارد ۲
در مزرعه طاقت ما تخم ریا نیست
اینجاست که تسبیح عمل دانه ندارد ۳
دیدم چو پریشانی زلفت جگرم سوخت
غیر از دل صد رخنه من شانه ندارد ۴
جائی ننشستیم کز آنجا نرمیدیم
جغدیم در آن شهر که ویرانه ندارد ۵
در کشور این زهدفروشان نتوان یافت
یک صومعه کان راه به بتخانه ندارد ۶
عاشق همه جا شیفته ناز و عتابست
شمعی که نیفروخته پروانه ندارد ۷
آن گرد کدورت که بود همره یکخویش
هرگز قدم لشکر بیگانه ندارد ۸
پیداست که غارتگر سامان کلیمست
کاندوخته جز درد بکاشانه ندارد ۹
زنبور هوس در دل ما خانه ندارد ۱
اندازه مستی نتوانیم نگهداشت
زان باده خرابیم که پیمانه ندارد ۲
در مزرعه طاقت ما تخم ریا نیست
اینجاست که تسبیح عمل دانه ندارد ۳
دیدم چو پریشانی زلفت جگرم سوخت
غیر از دل صد رخنه من شانه ندارد ۴
جائی ننشستیم کز آنجا نرمیدیم
جغدیم در آن شهر که ویرانه ندارد ۵
در کشور این زهدفروشان نتوان یافت
یک صومعه کان راه به بتخانه ندارد ۶
عاشق همه جا شیفته ناز و عتابست
شمعی که نیفروخته پروانه ندارد ۷
آن گرد کدورت که بود همره یکخویش
هرگز قدم لشکر بیگانه ندارد ۸
پیداست که غارتگر سامان کلیمست
کاندوخته جز درد بکاشانه ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۱ - کسی تا کی بسان موج دایم در سفر باشد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳ - آن گرم خو بسوز دل ما رسیده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.