هوش مصنوعی: این متن شعری است که مضامینی مانند ناامیدی، عشق، تقدیر، رنج و امید را در قالب تصاویر شاعرانه بیان می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند بی‌فایده بودن افتخار به اجداد بدون تلاش شخصی، محدودیت‌های انسان در رسیدن به آرزوها، و دردهای عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۶۸ - ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد

ناخلف را بکسی فخر ز آبا نرسد
نسب گوهر بی آب بدریا نرسد ۱

رشته طول امل عارف روشندل را
راست چون رشته شمعست بفردا نرسد ۲

بخت چون سدره کام شود عاشق را
اثر گرمی خورشید بحر با نرسد ۳

دو جهان حسرت بالات الف کش دارد
سرو را با تو بیک فاخته دعوا نرسد ۴

آنقدر کارشکن صافدلان را شده جمع
که دگر دشمنی شیشه بخارا نرسد ۵

حالت شمع دلیلست که در کشور عشق
سر بسامان بجز از آتش سودا نرسد ۶

ظاهر و باطنم از بسکه بود دور از هم
رنگ خونم ز ته پوست بسیما نرسد ۷

ما درین غمکده هم طالع زخم آمده ایم
خنده بی گریه خونین بلب ما نرسد ۸

همتم هست رسا بختم اگر کوتاهست
پشت پایم رسد ار دست بدنیا نرسد ۹

کس چه داند که کلیم ابر کدامین وادیست
قاصد سیل گر از جانب صحرا نرسد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۷ - گهی که بر لب او چشم اشکبار افتد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۹ - اشک دمی جدائی از خانه تن نمی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.