هوش مصنوعی:
این متن به مفاهیمی مانند جستجوی کمال، ارزش مادی در مقابل ارزشهای معنوی، گذر زمان، رنج و لذت، عشق و وصال، و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر از تجربیات شخصی و احساسات عمیق خود سخن میگوید و به مسائلی مانند دوری از معشوق، رنج سفر، و ناامیدی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات به احساسات پیچیده و رنجهای عاطفی اشاره میکنند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۷۲ - کسب کمال اهل جهان کسب زر بود
کسب کمال اهل جهان کسب زر بود
علامه آن بود که زرش بیشتر بود ۱
نیک و بد زمانه بود کاش مثل هم
خارش بسر رسد گلش ار تا کمر بود ۲
داد از نفس درازی این دل که همچو شمع
یک آه گرمش از سر شب تا سحر بود ۳
خون شد دلم چو لذت آوارگی شناخت
تا در لباس موج گهر در سفر بود ۴
ماه نوی که یکشبه باشد تمام عمر
در آسمان حسن هلال کمر بود ۵
آن ناوک و هدف که بعید وصال هم
هرگز نمی رسند دعا و اثر بود ۶
از هر مراد کامروا باد آنکه گفت
ترک مراد صندل هر دردسر بود ۷
نیرنگ بین که آفت سالک ز تشنگیست
در آن رهی که نقش قدم چشم تر بود ۸
یارب ز حال ما چه تواند بیان نمود
آن قاصدی که با تو زخود بیخبر بود ۹
از دوستان رسد همه آفت بدوستان
چشم گهر سفید ز آب گهر بود ۱۰
آورده ام به پیش ز آوارگی کلیم
راهی که خضرش از پی راه دگر بود ۱۱
علامه آن بود که زرش بیشتر بود ۱
نیک و بد زمانه بود کاش مثل هم
خارش بسر رسد گلش ار تا کمر بود ۲
داد از نفس درازی این دل که همچو شمع
یک آه گرمش از سر شب تا سحر بود ۳
خون شد دلم چو لذت آوارگی شناخت
تا در لباس موج گهر در سفر بود ۴
ماه نوی که یکشبه باشد تمام عمر
در آسمان حسن هلال کمر بود ۵
آن ناوک و هدف که بعید وصال هم
هرگز نمی رسند دعا و اثر بود ۶
از هر مراد کامروا باد آنکه گفت
ترک مراد صندل هر دردسر بود ۷
نیرنگ بین که آفت سالک ز تشنگیست
در آن رهی که نقش قدم چشم تر بود ۸
یارب ز حال ما چه تواند بیان نمود
آن قاصدی که با تو زخود بیخبر بود ۹
از دوستان رسد همه آفت بدوستان
چشم گهر سفید ز آب گهر بود ۱۰
آورده ام به پیش ز آوارگی کلیم
راهی که خضرش از پی راه دگر بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۱ - یاد تو از ضمیر به نسیان نمی رود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳ - نه رحم کرد که خون دل خراب نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.