هوش مصنوعی: این شعر از رنج و دردهای عاطفی و وجودی سخن می‌گوید. شاعر از رنجیدن گل از آب روان، سرو از باغبان، و دیگر عناصر طبیعت به عنوان استعاره‌هایی برای رنج‌های انسانی استفاده می‌کند. همچنین، او از رنجش‌های عاشقانه، ناله‌های بی‌پاسخ، و دردهای ناشی از جدایی و ناکامی می‌گوید. در نهایت، شعر به حالتی از تسلیم و پذیرش درد می‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۷۸ - درین گلشن ز بدخوئی گل از آب روان رنجد

درین گلشن ز بدخوئی گل از آب روان رنجد
نسیمی گر وزد سرو سهی از باغبان رنجد ۱

کهن شد جرم و رنجش تازه تر گردید طالع بین
که بهر یک گناه آن بیمروت هر زمان رنجد ۲

بسان خنده سوفار عیشم نیست جز نامی
همان را باز پس گیرد زمین گر آسمان رنجد ۳

سراپای وجودم بس که خو کردست با دردت
نشان ناوکت گر نیست مغز از استخوان رنجد ۴

ز مژگانش مرنج ایدل که در این پرده می مانی
که خواهد داد صلحش دزد اگر از پاسبان رنجد ۵

بغیر از ناله محمل که بیفریاد رس باشد
چه می آید زدستش گر جرس از کاروان رنجد ۶

در آن محفل که مهمانی تو شمع آزرده برخیزد
بلی دایم طفیلی از سلوک میزبان رنجد ۷

زشوخی حسن از بس جلوه در بازار می خواهد
گل از شوق دکان و گلفروش از گلستان رنجد ۸

کلیم احوال دل از من چه می پرسی نمی دانی
چه باشد حال مخموری کزو ساقی بجان رنجد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۷ - بدلم اینهمه پیکان ستم بار نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹ - تا در ره تو چشم امیدم دچار شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.