هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و عرفانی میپردازد. شاعر از صبر در برابر ستم، جوشش عشق، ناامیدی از بخت بد، و اشکهای بیپایان سخن میگوید. تصاویری مانند دریا، ساحل، دیگ جوشان، و شمع، همه نمادهایی از عشق و رنج هستند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۲۸۱ - بی ستمکش صبر و آرام از ستمگر می رود
بی ستمکش صبر و آرام از ستمگر می رود
می رود دریا زپی، ساحل چو پس تر می رود ۱
جوش سودا را علاج از دیده تر می کنم
آب می ریزند بر دیگی که از سر می رود ۲
نه همین خم را دل پر، زین حریفانست و بس
زین تنک ظرفان چه خون کز چشم ساغر می رود ۳
طالع دون از پی یک مطلب عالی نرفت
بخت ما دایم بصید مرغ بی پر می رود ۴
آنچنان خونین دلی دارم که چون سوزد زغم
خون زدودش جای اشک از چشم اختر می رود ۵
از دل من دیده ویران شد زدست انداز اشک
می رود آبادی از راهی که لشکر می رود ۶
ما و شمع از ترک سر آزاد از محنت نه ایم
آتش سودا بجا ماند اگر سر می رود ۷
طفل اشکم آنچنان عادت بدامن کرده است
کز کنارم راست تا دامان محشر می رود ۸
می رود بر آب اگر زاهد کلیم از آبله
در ره سودای او بر روی اخگر می رود ۹
می رود دریا زپی، ساحل چو پس تر می رود ۱
جوش سودا را علاج از دیده تر می کنم
آب می ریزند بر دیگی که از سر می رود ۲
نه همین خم را دل پر، زین حریفانست و بس
زین تنک ظرفان چه خون کز چشم ساغر می رود ۳
طالع دون از پی یک مطلب عالی نرفت
بخت ما دایم بصید مرغ بی پر می رود ۴
آنچنان خونین دلی دارم که چون سوزد زغم
خون زدودش جای اشک از چشم اختر می رود ۵
از دل من دیده ویران شد زدست انداز اشک
می رود آبادی از راهی که لشکر می رود ۶
ما و شمع از ترک سر آزاد از محنت نه ایم
آتش سودا بجا ماند اگر سر می رود ۷
طفل اشکم آنچنان عادت بدامن کرده است
کز کنارم راست تا دامان محشر می رود ۸
می رود بر آب اگر زاهد کلیم از آبله
در ره سودای او بر روی اخگر می رود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰ - میخانه چو من رند نکو نام ندارد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲ - چند دل تلخی غم را شکرستان داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.