هوش مصنوعی:
این شعر از دلسوزی و رنجهای عاشقانه سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق ناکام، رنجهای روزگار، فریبخوردگی، و انتظار کشیدن برای یار اشاره دارد. شاعر از ناتوانی در رهایی از دردها و حوادث زندگی میگوید و آرزوی تسکین و انتقام از روزگار را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاه پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج، فریب، و انتقام نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۸۵ - دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
که در ره تو تواند ز پای خار کشید ۱
بهوش خویش نیامد دل و دمید خطش
دواند ریشه جنونی که تا بهار کشید ۲
بچاره موج حوادث فتاده ام، چکنم
نمی توانم خود را بیک کنار کشید ۳
برای دیده، بیچاره ای دگر می خواست
اگر ز پای کسی روزگار خار کشید ۴
چه صیدها که بدام فریب می آرد
بدست خویش خدنگی که از شکار کشید ۵
کسی که سراناالحق نخواست فاش شود
درید پرده منصور را بدار کشید ۶
لبم بذوق خموشی زهم جدا نشود
نمی توانم خمیازه در خمار کشید ۷
بدور شهر وجود از غبار خاطر من
اگر مجال بود می توان حصار کشید ۸
کلیم گوشه چشمی ز یار می خواهد
که انتقام تواند ز روزگار کشید ۹
که در ره تو تواند ز پای خار کشید ۱
بهوش خویش نیامد دل و دمید خطش
دواند ریشه جنونی که تا بهار کشید ۲
بچاره موج حوادث فتاده ام، چکنم
نمی توانم خود را بیک کنار کشید ۳
برای دیده، بیچاره ای دگر می خواست
اگر ز پای کسی روزگار خار کشید ۴
چه صیدها که بدام فریب می آرد
بدست خویش خدنگی که از شکار کشید ۵
کسی که سراناالحق نخواست فاش شود
درید پرده منصور را بدار کشید ۶
لبم بذوق خموشی زهم جدا نشود
نمی توانم خمیازه در خمار کشید ۷
بدور شهر وجود از غبار خاطر من
اگر مجال بود می توان حصار کشید ۸
کلیم گوشه چشمی ز یار می خواهد
که انتقام تواند ز روزگار کشید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۴ - می آشام غمت پیمانه و ساغر نمی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶ - زخمهای شانه از زلفت فراهم می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.