هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، درد فراق و بیپروایی معشوق سخن میگوید. شاعر از غم و اندوه خود مینالد و از بیتوجهی معشوق شکایت دارد. او از سوزش درون و بیقراری خود میگوید و به تصاویری مانند آتش، خاکستر و گلخن اشاره میکند تا عمق رنجش را نشان دهد. در نهایت، شعر به سادگی و بیتکلفی زندگی تنگدستان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با اشارات به رنج و اندوه، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است درک کامل و دقیقی از این مضامین نداشته باشند.
غزل ۲۸۴ - می آشام غمت پیمانه و ساغر نمی دارد
می آشام غمت پیمانه و ساغر نمی دارد
بجز تبخاله بر لب ساغر دیگر نمی دارد ۱
ندانم از خدا برگشته مژگانت چه می خواهد
که سر از سجده محراب ابرو بر نمی دارد ۲
تو بی پروا درون دل، ولی از حال او غافل
که آتش آگهی از سوزش مجمر نمی دارد ۳
کنم از هر نگاهت مستی دیگر چه بزمست این
کسی صد رنگ می ای شوخ در ساغر نمی دارد ۴
چو نقش پا ندارد بستم بالین بکنج غم
که از سر در گریبانی تن ما سر نمی دارد ۵
متاع صبر و آرام از دلم جستی، عجب از تو
نمی دانی که گلخن غیر خاکستر نمی دارد ۶
سرت گردم مگردان اینچنین یکباره محرومم
که دارد سایه ای سر و سهی گر بر نمی دارد ۷
من بیکس هلاک گرمی داغ جنون گردم
که تا شد پاسبانم چشم، از من بر نمی دارد ۸
کلیم از شعر رنگین نیست بیت ساده می گوید
عروس تنگدستان بیش ازین زیور نمی دارد ۹
بجز تبخاله بر لب ساغر دیگر نمی دارد ۱
ندانم از خدا برگشته مژگانت چه می خواهد
که سر از سجده محراب ابرو بر نمی دارد ۲
تو بی پروا درون دل، ولی از حال او غافل
که آتش آگهی از سوزش مجمر نمی دارد ۳
کنم از هر نگاهت مستی دیگر چه بزمست این
کسی صد رنگ می ای شوخ در ساغر نمی دارد ۴
چو نقش پا ندارد بستم بالین بکنج غم
که از سر در گریبانی تن ما سر نمی دارد ۵
متاع صبر و آرام از دلم جستی، عجب از تو
نمی دانی که گلخن غیر خاکستر نمی دارد ۶
سرت گردم مگردان اینچنین یکباره محرومم
که دارد سایه ای سر و سهی گر بر نمی دارد ۷
من بیکس هلاک گرمی داغ جنون گردم
که تا شد پاسبانم چشم، از من بر نمی دارد ۸
کلیم از شعر رنگین نیست بیت ساده می گوید
عروس تنگدستان بیش ازین زیور نمی دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۳ - خیال روی تو هر گاه سینه تاب شود
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵ - دل فسرده نه دستی ز کار و بار کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.