هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مضامین عشق، وصال، رنج، صبر و پندهای اخلاقی استفاده می‌کند. شاعر از عشق به معشوق، رنج‌های عاشقی، و پندهای ناصحان سخن می‌گوید و در نهایت به مفاهیمی مانند صبر، رسیدن به کمال و رهایی از هوس‌ها اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و وصال نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۹۳ - غبار کوی تو گر توتیای دیده شود

غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
بهرچه چشم گشایم بهشت دیده شود ۱

بغیر من که ببزم وصال راهم نیست
کسی ندیده که پروانه پر بریده شود ۲

بسر مزن که تنت را چو شمع بگدازد
گلی که از چمن روزگار چیده شود ۳

خلاف گفته او تا عمل کنم باید
که پند ناصح پرگو گهی شنیده شود ۴

بصبر کوش که گر خار جور گردون را
زپا بر آری در دیده ات خلیده شود ۵

ز آه و ناله طمع بسته ام که رام شود
چنان شکاری کز دم زدن رمیده شود ۶

برای گردن جان کم زطوق لعنت نیست
زبار منت کس گر قدت خمیده شود ۷

زجوش خون شهیدان اگر در آن سر کوی
کسی بخاک نشیند بخون طپیده شود ۸

رسید هر که بحد کمال خواری دید
بلی بخاک فتد میوه چون رسیده شود ۹

کلیم پیر شدی وقت آن هنوز نشد
که طفل طبع زشیر هوس بریده شود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۲ - هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
گوهر بعدی:غزل ۲۹۴ - ای که تو دلتنگی از گریه دلت وا می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.