هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاشقانه و حوادث ناگوار زندگی میپردازد. شاعر از عشق، بلاها و تیرهای حوادث سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند زلف معشوق، تیرهای عشق و گریههای شبانه بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند درد و رنج نیاز به بلوغ ذهنی برای درک کامل دارند.
غزل ۲۹۹ - مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
همه تیر حوادث از کمان کهکشان آید ۱
بلا هم پا بیفشارد چو جان سختانه پیش آید
که پیکان بر نیاید زود چون بر استخوان آید ۲
ز دل تا لب ره گفتار را از گریه می بندم
که می ترسم حدیث عشقت از لب بر زبان آید ۳
چراغ از حرف رخسار تو افروزند در مجلس
حدیث زلف شبرنگ تو هر جا در میان آید ۴
نخواهد سوخت عالم ز آتش پیکان او آخر
چه خواهد شد اگر تیر مرادی بر نشان آید ۵
در آن گلزار می نالم که اشک عندلیبانش
اگر شبنم شود بر خاطر گلبن گران آید ۶
سراپایم ز دردت آنچنان لبریز شیون شد
که از مضراب مژگان تارا شکم در فغان آید ۷
دماغ عالمی از بوی زلف او چنان پر شد
که در صحن چمن خون از دماغ ارغوان آید ۸
کلیم از حرف تیغ او جراحت آب بردارد
زبس هر زخم ها را آب حسرت در دهان آید ۹
همه تیر حوادث از کمان کهکشان آید ۱
بلا هم پا بیفشارد چو جان سختانه پیش آید
که پیکان بر نیاید زود چون بر استخوان آید ۲
ز دل تا لب ره گفتار را از گریه می بندم
که می ترسم حدیث عشقت از لب بر زبان آید ۳
چراغ از حرف رخسار تو افروزند در مجلس
حدیث زلف شبرنگ تو هر جا در میان آید ۴
نخواهد سوخت عالم ز آتش پیکان او آخر
چه خواهد شد اگر تیر مرادی بر نشان آید ۵
در آن گلزار می نالم که اشک عندلیبانش
اگر شبنم شود بر خاطر گلبن گران آید ۶
سراپایم ز دردت آنچنان لبریز شیون شد
که از مضراب مژگان تارا شکم در فغان آید ۷
دماغ عالمی از بوی زلف او چنان پر شد
که در صحن چمن خون از دماغ ارغوان آید ۸
کلیم از حرف تیغ او جراحت آب بردارد
زبس هر زخم ها را آب حسرت در دهان آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸ - با آن رخ شکفته چون عزم گلستان کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰ - چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.