هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق و دردهای عاطفی میپردازد. در آن از تشبیهات و استعارههای مختلفی مانند خنجر جلاد، طایر روح، و شمع استفاده شده است تا رنجهای عشق، بیعدالتی، و ریا را به تصویر بکشد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند اجل، آزادی، و فریبکاری وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها (مانند خنجر جلاد یا خون) ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۳۰۰ - چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
بدلم هر مژه را خنجر جلاد کند ۱
رحم در عالم اگر هست اجل دارد و بس
کاین همه طایر روح از قفس آزاد کند ۲
خاک ارباب ریا را ز رواج باطل
روزگار آورد و سبحه زهاد کند ۳
صاحب حوصله دل سوختگان می باشند
کس ندیدست که شمعی گله از باد کند ۴
دختر رز که فلک داد بخونش فتوی
بیش ازین نیست گناهش که دلی شاد کند ۵
گر دل این مخزن کینه است که مردم دارند
هر که یکدل شکند کعبه ای آباد کند ۶
سوی شمع آن بت خود کام نبیند هرگز
که مباد از جگر سوختگان یاد کند ۷
دست مشاطه برخسار عروسان نکند
آنچه با چهره کس سیلی استاد کند ۸
پیش خواری زوطن دیده نباشد بیجا
دجله گر سعی بویرانی بغداد کند ۹
چه کند کاوش او با دل چون موم کلیم
مژه ات کاینه را شانه فولاد کند ۱۰
بدلم هر مژه را خنجر جلاد کند ۱
رحم در عالم اگر هست اجل دارد و بس
کاین همه طایر روح از قفس آزاد کند ۲
خاک ارباب ریا را ز رواج باطل
روزگار آورد و سبحه زهاد کند ۳
صاحب حوصله دل سوختگان می باشند
کس ندیدست که شمعی گله از باد کند ۴
دختر رز که فلک داد بخونش فتوی
بیش ازین نیست گناهش که دلی شاد کند ۵
گر دل این مخزن کینه است که مردم دارند
هر که یکدل شکند کعبه ای آباد کند ۶
سوی شمع آن بت خود کام نبیند هرگز
که مباد از جگر سوختگان یاد کند ۷
دست مشاطه برخسار عروسان نکند
آنچه با چهره کس سیلی استاد کند ۸
پیش خواری زوطن دیده نباشد بیجا
دجله گر سعی بویرانی بغداد کند ۹
چه کند کاوش او با دل چون موم کلیم
مژه ات کاینه را شانه فولاد کند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - بدور دیده مژگان از دو سو لخت جگر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.