هوش مصنوعی: این متن شعری است که از احساسات عمیق و متناقضی مانند شادی و غم، عشق و رنج، و رضایت و حرص سخن می‌گوید. شاعر از دردها و شادی‌های زندگی، عشق و رنج‌های آن، و همچنین از قناعت و حرص صحبت می‌کند. تصاویر شعری مانند خنده‌ای که به فغان تبدیل می‌شود، آب چشم‌ها، و خاک بر سر شدن، نشان‌دهنده‌ی حالات روحی پیچیده‌ی شاعر هستند.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه‌ی زندگی و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند رنج عشق و تضادهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۰۶ - بر لبم همچو جرس خنده فغان می گردد

بر لبم همچو جرس خنده فغان می گردد
آب اگر می خورم از دیده روان می گردد ۱

صافدل را نبود قید علایق عیبی
عیب دیرینه کی از آینه دان می گردد ۲

مرد در کشور ما گونه بخون رنگ کند
کاین خضابیست کز آن پیر جوان می گردد ۳

هوش باریک شود تا سخنم فهم کند
بسکه در خاطرم آن موی میان می گردد ۴

هر که سرگرم طلب گشت، اگر در ره شوق
خاک بر سر فرق کند ریگ روان می گردد ۵

روش حرفزدن رفت زیادم چکنم
نام یارست بچیزیکه زبان می گردد ۶

چرخ از بهر تو در کار بود حرص تو چیست
آسیا از پی رزق دگران می گردد ۷

آنچنان شوق قناعت زده راهم که کسی
خاک اگر می خورد آبم بدهان می گردد ۸

ناوک رشک خورد بر جگر خسته کلیم
هر که از بار غم عشق کمان می گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۵ - حدیثت نامه را تعویذ جان شد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۷ - خیال چشم تو در خاطرم گذر نکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.