هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، امید، و تقدیر سخن میگوید. شاعر از نالههای دل، دیدار معشوق، رهایی، و مفاهیم فلسفی مانند مکافات و تقدیر صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مرگ و زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و مرگ وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۳۰۹ - چو جرس کار دل ار ناله و فریاد بود
چو جرس کار دل ار ناله و فریاد بود
مشنو خنده زخمش ز دل شاد بود ۱
تا بدیدار تو شد دیده بستان روشن
سرو را گفت شکرانه که آزاد بود ۲
دم عیسی ز دلم عقده خاطر نگشود
چون حباب این گرهی نیست که بر باد بود ۳
دانه کشت مکافات دمد از دل سنگ
دام هر صید گهی در ره صیاد بود ۴
حسن محتاج تکلف نبود زانکه بزلف
هیچ نفزاید اگر شانه زشمشاد بود ۵
مرگ فرزند ندید آنکه سخن زاده اوست
کاشکی عمر پدر صد یک اولاد بود ۶
نکنی شکوه ز خونریزی آن غمزه کلیم
رحم غیب است اگر در دل جلاد بود ۷
مشنو خنده زخمش ز دل شاد بود ۱
تا بدیدار تو شد دیده بستان روشن
سرو را گفت شکرانه که آزاد بود ۲
دم عیسی ز دلم عقده خاطر نگشود
چون حباب این گرهی نیست که بر باد بود ۳
دانه کشت مکافات دمد از دل سنگ
دام هر صید گهی در ره صیاد بود ۴
حسن محتاج تکلف نبود زانکه بزلف
هیچ نفزاید اگر شانه زشمشاد بود ۵
مرگ فرزند ندید آنکه سخن زاده اوست
کاشکی عمر پدر صد یک اولاد بود ۶
نکنی شکوه ز خونریزی آن غمزه کلیم
رحم غیب است اگر در دل جلاد بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۸ - بدست صد غم اگر بیدلان اسیر شوند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۰ - بسکه حرف قامتت ورد دل دیوانه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.