هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، دلتنگی، و رنجهای روحی سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان خود مینویسد و از ویرانیهای درونی که این عشق به بار آورده، شکایت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند تقوا، دیوانگی عشق، و تسلیم در برابر معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۱۰ - بسکه حرف قامتت ورد دل دیوانه شد
بسکه حرف قامتت ورد دل دیوانه شد
سینه از مشق الف مانند لوح شانه شد ۱
تا خراب او نگردیدم بمن ننمود روی
خانه از خورشید گرمی دید چون ویرانه شد ۲
عیش در جانم غریبست ارچه ماند سالها
غم اگر یکروز در دل ماند صاحبخانه شد ۳
بسکه بهر صید دل ها تخم شید افشانده اند
در کف ارباب تقوی سبحه ها بیدانه شد ۴
بود از دلهای ما آوازه زلفت بلند
از نوا افتاد چون زنجیر نی دیوانه شد ۵
سرکشان گر آتشند آخر ملایم می شوند
شمع آخر آب گشت و مرهم پروانه شد ۶
کلبه تاریک من بیشم سواد اعظم است
فارغ از کاشان کلیم از گوشه کاشانه شد ۷
سینه از مشق الف مانند لوح شانه شد ۱
تا خراب او نگردیدم بمن ننمود روی
خانه از خورشید گرمی دید چون ویرانه شد ۲
عیش در جانم غریبست ارچه ماند سالها
غم اگر یکروز در دل ماند صاحبخانه شد ۳
بسکه بهر صید دل ها تخم شید افشانده اند
در کف ارباب تقوی سبحه ها بیدانه شد ۴
بود از دلهای ما آوازه زلفت بلند
از نوا افتاد چون زنجیر نی دیوانه شد ۵
سرکشان گر آتشند آخر ملایم می شوند
شمع آخر آب گشت و مرهم پروانه شد ۶
کلبه تاریک من بیشم سواد اعظم است
فارغ از کاشان کلیم از گوشه کاشانه شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹ - چو جرس کار دل ار ناله و فریاد بود
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱ - دارد اگر صفائی دل از شراب دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.