هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر موضوعاتی مانند خودشناسی، قناعت، صبر، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید دارد. شاعر از طریق تصاویر نمادین مانند «خونابه گلابفشان»، «گنج قناعت»، و «کوه غم» مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۳۱۳ - سالک نه ره بگم شده از جستجو برد
سالک نه ره بگم شده از جستجو برد
باید بخود فرو شود و پی باو برد ۱
تن پروری که راحت زخم ترا شناخت
بی آب لقمه ای نتواند فرو برد ۲
خونابه اش گلاب فشاند به پیرهن
زخم کسیکه از گل روی تو برد ۳
هر کس امین گنج قناعت نمی شود
این فیض خاص را دل بی آرزو برد ۴
صبرم چو آبروی عزیزان جور تو
جائی نرفته است که کس پی باو برد ۵
گلدسته ای زشعله به بندد بسان شمع
گر تحفه ای کسی بر آن تندخو برد ۶
جائیکه ترک چشم تو گردد بهانه جو
سر را بمزد ریختن آبرو برد ۷
از کوه غم به بند بخود لنگری کلیم
تا چند سیل اشک ترا کو بکو برد ۸
باید بخود فرو شود و پی باو برد ۱
تن پروری که راحت زخم ترا شناخت
بی آب لقمه ای نتواند فرو برد ۲
خونابه اش گلاب فشاند به پیرهن
زخم کسیکه از گل روی تو برد ۳
هر کس امین گنج قناعت نمی شود
این فیض خاص را دل بی آرزو برد ۴
صبرم چو آبروی عزیزان جور تو
جائی نرفته است که کس پی باو برد ۵
گلدسته ای زشعله به بندد بسان شمع
گر تحفه ای کسی بر آن تندخو برد ۶
جائیکه ترک چشم تو گردد بهانه جو
سر را بمزد ریختن آبرو برد ۷
از کوه غم به بند بخود لنگری کلیم
تا چند سیل اشک ترا کو بکو برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۲ - گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۴ - عیب را کی به پناه هنرم جا باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.