هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامین عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند میکده، فقر، نور، و ویرانهها، به مفاهیمی مانند رنج، عشق، و جستجوی معنویت میپردازد. او از ناپایداری دنیا و دردهای درونی سخن میگوید و به دنبال آرامش و حقیقت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و نمادها نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارند.
غزل ۳۲۸ - همه محروم و ازو دست کسی دور نبود
همه محروم و ازو دست کسی دور نبود
کس ندیدم که درین میکده مخمور نبود ۱
فقر و روشندلی آئینه رخسار همند
هیچ ویرانه ندیدم که پر نور نبود ۲
دلم از کاوش مژگان تو از سینه گریخت
جای آسایش در خانه زنبور نبود ۳
من درین میکده پیش قدحی بنشستم
که سرش بسته تر از کاسه طنبور نبود ۴
خط اگر سرکشد از خطه حسن تو مرنج
که بفرمان سلیمان هم این مور نبود ۵
شعله داغ برونم بدرون نور نداد
شمع تربت سبب روشنی کور نبود ۶
تا تبسم بدلم مشت نمک می پاشد
چشم داغم بره مرهم کافور نبود ۷
حال سوز دل ما یار ندانست کلیم
از سیه بختی در آتش ما نبور نبود ۸
کس ندیدم که درین میکده مخمور نبود ۱
فقر و روشندلی آئینه رخسار همند
هیچ ویرانه ندیدم که پر نور نبود ۲
دلم از کاوش مژگان تو از سینه گریخت
جای آسایش در خانه زنبور نبود ۳
من درین میکده پیش قدحی بنشستم
که سرش بسته تر از کاسه طنبور نبود ۴
خط اگر سرکشد از خطه حسن تو مرنج
که بفرمان سلیمان هم این مور نبود ۵
شعله داغ برونم بدرون نور نداد
شمع تربت سبب روشنی کور نبود ۶
تا تبسم بدلم مشت نمک می پاشد
چشم داغم بره مرهم کافور نبود ۷
حال سوز دل ما یار ندانست کلیم
از سیه بختی در آتش ما نبور نبود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۷ - براه فقر مرا این و آن نمی باید
گوهر بعدی:غزل ۳۲۹ - دلی دارم کزو دلها بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.