هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنج و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از بیمهری جهان، درد عشق و آرزوی وصال یار مینالد و از مفاهیمی مانند فریب، اضطراب و رشک استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به طبیعت و عناصری مانند آب، آتش و باد دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۴۳ - گرم ز لطف سیه روز خود خطاب کند
گرم ز لطف سیه روز خود خطاب کند
سیاه روزی من کار آفتاب کند ۱
در آب و خاکم نسرشته اند بیمهری
ز رحم آتش من گریه بر کباب کند ۲
رود بسوی کمر طره ات بسر هر دم
برای آنکه ازو کسب پیچ و تاب کند ۳
سراغ چشمه حیوان نمی کنم که مرا
قناعتیست که سیرابم از سراب کند ۴
کسی نمی خورد از وی فریب مستوری
بسر چو دختر رز چادر از سحاب کند ۵
فسردگی بسکون خوب نیست عاشقرا
چو نبض باید پیوسته اضطراب کند ۶
چو شمع خانه زین می شوی زغایت رشک
حنای پای تو خون در دل رکاب کند ۷
فلک خرابه ما را از آن کند تعمیر
که آشیانه صد جغد را خراب کند ۸
کلیم بخت تو آنگاه می شود بیدار
که یار سر بکنارت نهاده خواب کند ۹
سیاه روزی من کار آفتاب کند ۱
در آب و خاکم نسرشته اند بیمهری
ز رحم آتش من گریه بر کباب کند ۲
رود بسوی کمر طره ات بسر هر دم
برای آنکه ازو کسب پیچ و تاب کند ۳
سراغ چشمه حیوان نمی کنم که مرا
قناعتیست که سیرابم از سراب کند ۴
کسی نمی خورد از وی فریب مستوری
بسر چو دختر رز چادر از سحاب کند ۵
فسردگی بسکون خوب نیست عاشقرا
چو نبض باید پیوسته اضطراب کند ۶
چو شمع خانه زین می شوی زغایت رشک
حنای پای تو خون در دل رکاب کند ۷
فلک خرابه ما را از آن کند تعمیر
که آشیانه صد جغد را خراب کند ۸
کلیم بخت تو آنگاه می شود بیدار
که یار سر بکنارت نهاده خواب کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲ - نگه چوگرم بر آن پرحجاب می گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۴ - بیش ازین دوران ستم پرور نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.