هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناتوانی در رسیدن به آرزوها و اهداف سخن میگوید. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر مشکلات و موانع زندگی مینالد و احساس میکند که تلاشهایش بیثمر است. همچنین، او از دوری از معشوق و نرسیدن به وصال او شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حسرتبار و ناامیدانهی شعر ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۵۲ - بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
از کشتگان کفن ببریدن نمی رسد ۱
چون خنده گلست زبس ضعف ناله ام
کز لب چو بگذرد بشنیدن نمی رسد ۲
گر پاشکسته نیستی این راه سر مکن
رهرو بکام دل بدویدن نمی رسد ۳
از بسکه برق تشنه لب آب و خاک اوست
کشت امید ما بدمیدن نمی رسد ۴
جائیکه نرگس تو بود نوبهار را
در چشم لاله سرمه کشیدن نمی رسد ۵
گوش گران پیکر دهریم و نزد ما
پیغام آشنا برسیدن نمی رسد ۶
از کشتگان کفن ببریدن نمی رسد ۱
چون خنده گلست زبس ضعف ناله ام
کز لب چو بگذرد بشنیدن نمی رسد ۲
گر پاشکسته نیستی این راه سر مکن
رهرو بکام دل بدویدن نمی رسد ۳
از بسکه برق تشنه لب آب و خاک اوست
کشت امید ما بدمیدن نمی رسد ۴
جائیکه نرگس تو بود نوبهار را
در چشم لاله سرمه کشیدن نمی رسد ۵
گوش گران پیکر دهریم و نزد ما
پیغام آشنا برسیدن نمی رسد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۱ - آن رهروان که در پس زانو سفر کنند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۳ - بت پیمان شکم دم از وفا زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.