هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاطفی و اجتماعی میپردازد. شاعر از بیوفایی، رشک، فقر، عشق نافرجام و ناامیدی سخن میگوید و با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنجهای عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۵۳ - بت پیمان شکم دم از وفا زد
بت پیمان شکم دم از وفا زد
اثر نقشی بر آب گریه ها زد ۱
خوشا آسایش دردی که ما را
چنان گیرد که نتوان دست و پا زد ۲
ز درد رشک همکاران کبابیم
بمجلس اشک شمع آتش بما زد ۳
ز بخت تیره روز هر که شب شد
بجای شمع آتش در سرا زد ۴
چرا آب بقا نبود سیه روز
که راه راحت آباد فنا زد ۵
قمار پاکبازی خوش نشین شد
دوشش فقرم ز نقش بوریا زد ۶
شکر خند گل ساغر صدا داشت
حریفان صبوحی را صلا زد ۷
خدنگ آه چون تیر هوائیست
کزو نتوان شکار مدعا زد ۸
سموم عشق رخت هستیم سوخت
در آن وادی که مجنون را هوا زد ۹
کلیم از مطلب نایاب بگذشت
بدست آورده را هم پشت پا زد ۱۰
اثر نقشی بر آب گریه ها زد ۱
خوشا آسایش دردی که ما را
چنان گیرد که نتوان دست و پا زد ۲
ز درد رشک همکاران کبابیم
بمجلس اشک شمع آتش بما زد ۳
ز بخت تیره روز هر که شب شد
بجای شمع آتش در سرا زد ۴
چرا آب بقا نبود سیه روز
که راه راحت آباد فنا زد ۵
قمار پاکبازی خوش نشین شد
دوشش فقرم ز نقش بوریا زد ۶
شکر خند گل ساغر صدا داشت
حریفان صبوحی را صلا زد ۷
خدنگ آه چون تیر هوائیست
کزو نتوان شکار مدعا زد ۸
سموم عشق رخت هستیم سوخت
در آن وادی که مجنون را هوا زد ۹
کلیم از مطلب نایاب بگذشت
بدست آورده را هم پشت پا زد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - بسمل ز تیغ او بطپیدن نمی رسد
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - شعله آتش حسن تو چو بالا گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.