هوش مصنوعی:
این شعر از کلیم کاشانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناکامیها، دردهای عاطفی و آرزوهای برآورده نشده است. شاعر از ناپایداری دنیا، بیاعتنایی روزگار و رنجهای عشق شکایت میکند و در عین حال به امیدواری و آرزوی وصال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین فلسفی، درک این شعر را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب میسازد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و انتزاعی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۳۶۸ - گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
طالع بشمع کشته من آستین زند ۱
مقبول روزگار نگشتیم و ایمنیم
ما را که برنداشته چون بر زمین زند ۲
چاک دلم نه بخیه مرهم کند قبول
بر هر دو پشت دست چو نقش نگین زند ۳
همچون حباب ذوق خموش کسی که یافت
گر دم زند نخست دم واپسین زند ۴
در محفلیکه تازه در آئی گرفته باش
اول بباغ غنچه گره بر جبین زند ۵
تا رفته ام ز بزم تو بر در نشسته ام
بیتاب شوق بر در صلح اینچنین زند ۶
امروز آرزوی جهان در کنار اوست
خوشوقت آنکه دست بدامان زین زند ۷
شاید که حال دل قدری به شود کلیم
گر بار شیشه دل ما بر زمین زند ۸
طالع بشمع کشته من آستین زند ۱
مقبول روزگار نگشتیم و ایمنیم
ما را که برنداشته چون بر زمین زند ۲
چاک دلم نه بخیه مرهم کند قبول
بر هر دو پشت دست چو نقش نگین زند ۳
همچون حباب ذوق خموش کسی که یافت
گر دم زند نخست دم واپسین زند ۴
در محفلیکه تازه در آئی گرفته باش
اول بباغ غنچه گره بر جبین زند ۵
تا رفته ام ز بزم تو بر در نشسته ام
بیتاب شوق بر در صلح اینچنین زند ۶
امروز آرزوی جهان در کنار اوست
خوشوقت آنکه دست بدامان زین زند ۷
شاید که حال دل قدری به شود کلیم
گر بار شیشه دل ما بر زمین زند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - وصلت غبار غم ز دل ما نمی برد
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - خستگان را ناوکش آرام جانی می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.