هوش مصنوعی: این شعر از درد هجران، عشق و رنج‌های درونی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک استخوان‌شده، آتش هجران و تیر عشق، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از ستم‌های روزگار و آرزوی وصال معشوق می‌نالد و در نهایت، خاک سرش را آشیان‌گونه توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'اشک استخوان‌شده' یا 'آتش هجران' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۳۶۹ - خستگان را ناوکش آرام جانی می شود

خستگان را ناوکش آرام جانی می شود
سینه را پیکان او راز نهانی می شود ۱

بسکه از سوز درون نم در نهاد من نماند
در گلو هر قطره اشکم استخوانی می شود ۲

شمع گر هم قامتت شد، کو میان لاغرش
جلوه اش کی آفت هوش جهانی می شود ۳

بسکه دارم در نظر روز و شب آنچشم سیاه
دیده ام آخر که چشم سرمه دانی می شود ۴

پیک اشکم گر رود زینسان پیاپی سوی دوست
در سر کویش ز قاصد کاروانی می شود ۵

چند بینی روی ما بر خاک عجز و بگذری
از رهش بردار فرش آستانی می شود ۶

در خس و خار وجودم آتش هجران مزن
کز برای مرغ، تیرت آشیانی می شود ۷

آرزوی زخم تیرت بسکه با خود برده ام
بی سبب چون موج بر خاکم نشانی می شود ۸

نه همین از چرخ می آید ستم بر من کلیم
بر سرم هر ذره خاک آشیانی می شود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۸ - گردون بشیشه تهیم سنگ کین زند
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰ - کی تغافل می تواند عاشق بیتاب کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.