هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، بیعدالتی، و تلخی زندگی بدون عشق و معنویت شکایت میکند و به دنبال آرامش و حقیقت است. همچنین، از تضادها و نفاق در جهان ابراز تعجب میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تلخی زندگی نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۳۷۸ - کسی که از خضر آب بقا نمی گیرد
کسی که از خضر آب بقا نمی گیرد
پیاله را به جز از دست ما نمی گیرد ۱
ز بی نصیبی اهل هنر عجب دارم
که استخوان به گلوی هما نمی گیرد ۲
میان یک جهتان آنچنان نفاق افتاد
که کاه هم طرف کهربا نمی گیرد ۳
به این دماغ که با بوی گل به سر نبری
چه می کنی که دلت از جفا نمی گیرد ۴
بیا بیا که چنان بی تو زندگی تلخست
که موج دامن آب بقا نمی گیرد ۵
نخورده پیچش و تابی به کام دل نرسی
گهر برشته ی بی تاب جا نمی گیرد ۶
درین خمار به فریاد ما رس ای ساقی
که غیر رعشه کسی دست ما نمی گیرد ۷
حلاوتی که دل از کنج فقر یافته است
چرا شکر ز نی بوریا نمی گیرد ۸
حنای موسم گل تا نرفته است از دست
کلیم پای گلی را چرا نمی گیرد ۹
پیاله را به جز از دست ما نمی گیرد ۱
ز بی نصیبی اهل هنر عجب دارم
که استخوان به گلوی هما نمی گیرد ۲
میان یک جهتان آنچنان نفاق افتاد
که کاه هم طرف کهربا نمی گیرد ۳
به این دماغ که با بوی گل به سر نبری
چه می کنی که دلت از جفا نمی گیرد ۴
بیا بیا که چنان بی تو زندگی تلخست
که موج دامن آب بقا نمی گیرد ۵
نخورده پیچش و تابی به کام دل نرسی
گهر برشته ی بی تاب جا نمی گیرد ۶
درین خمار به فریاد ما رس ای ساقی
که غیر رعشه کسی دست ما نمی گیرد ۷
حلاوتی که دل از کنج فقر یافته است
چرا شکر ز نی بوریا نمی گیرد ۸
حنای موسم گل تا نرفته است از دست
کلیم پای گلی را چرا نمی گیرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۷ - می نشاط نه جام جهان نما دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹ - مریض را چو عیادت کشد دوا چه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.