هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق، صبر در برابر جفا، امید و بی‌رنگی عشق می‌پردازد. شاعر از عشقی پایدار سخن می‌گوید که تحت تأثیر هوس‌ها قرار نمی‌گیرد و از امید و بی‌رنگی عشق به عنوان عناصری والا یاد می‌کند. همچنین، به مسائلی مانند فقر، قدرت و صلح نیز اشاره شده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات اجتماعی و انتقادی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۸۰ - هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد

هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد
در کشور ما آینه را زنگ نگیرد ۱

در ساغر امید ز بیرنگی عشقست
خونی که لب از خوردن آن رنگ نگیرد ۲

روزی دل از تیغ جفای تو فراخست
زخمی که خورد بخیه برو ننگ نگیرد ۳

از خاک نشینی فقیران خبرش نیست
زانرو که دل شاه ز اورنگ نگیرد ۴

گر ترک جفا می کند از بهر وفا نیست
گه صلح کند تا دلش از جنگ نگیرد ۵

رشکست بر آن سالک مغرور که چون سیل
در ره خبر از منزل و فرسنگ نگیرد ۶

عهدیست که با صبح صفا نیست، ندانم
کائینه خور چون زدمش زنگ نگیرد ۷

زر در کف غیرست و ترازوی تمیزش
خود را چه کند گر طرف سنگ نگیرد ۸

از باده کلیم آینه طبع شود صاف
بگذار که زاهد می گلرنگ نگیرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۹ - مریض را چو عیادت کشد دوا چه کند
گوهر بعدی:غزل ۳۸۱ - بیا که بی تو سیاهی ز چشم روشن شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.