هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند عشق، جذبۀ معشوق، رنج عاشق و بیقراری او سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند بلبل و گل، میکده و باده، و زلف معشوق، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
غزل ۳۸۴ - کشش اوست که ما را به سر کار برد
کشش اوست که ما را به سر کار برد
بلبل از نکهت گل راه به گلزار برد ۱
بر در میکده مستی به ترنم می گفت
باده آبیست که از آینه زنگار برد ۲
سود این داد و ستد چیست که در خلوت قرب
فرصت حرف دهد قوت گفتار برد ۳
استخوانم نشود پیش خدنگ تو سفید
گر نه زخمم گرو خنده ز سوفار برد ۴
یک چمن آب خورد از عرق خجلت گل
نکهت زلف تو گر باد به گلزار برد ۵
مژه را داد ز کف چشم تو در آخر حسن
ترک مفلس چو شود تیغ به بازار برد ۶
شور بختیم و شهید لب او کاش کسی
استخوان های مرا سوی نمک زار برد ۷
تاب بیداد کلیم این همه چون می آرد
گر نه دل می دهدش آن که دل از کار برد ۸
بلبل از نکهت گل راه به گلزار برد ۱
بر در میکده مستی به ترنم می گفت
باده آبیست که از آینه زنگار برد ۲
سود این داد و ستد چیست که در خلوت قرب
فرصت حرف دهد قوت گفتار برد ۳
استخوانم نشود پیش خدنگ تو سفید
گر نه زخمم گرو خنده ز سوفار برد ۴
یک چمن آب خورد از عرق خجلت گل
نکهت زلف تو گر باد به گلزار برد ۵
مژه را داد ز کف چشم تو در آخر حسن
ترک مفلس چو شود تیغ به بازار برد ۶
شور بختیم و شهید لب او کاش کسی
استخوان های مرا سوی نمک زار برد ۷
تاب بیداد کلیم این همه چون می آرد
گر نه دل می دهدش آن که دل از کار برد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۳ - خوش آن زمان که عتاب بهانه ساز نبود
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵ - دوران زکار بسته اگر عقده وا کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.