هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی دیگران و تنهایی خود مینالد و به دنبال آرامش در میان خاکستر و دردهایش است. نالههایش به فلک میرسد، اما کسی به فریادش پاسخ نمیدهد. در نهایت، او آرزو میکند که بتواند دردهایش را با خاک سر کوی کسی تسکین دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج شدید و اندوه عمیق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۰۲ - دوش در بزم تو دیدم ز دل خود سرخویش
دوش در بزم تو دیدم ز دل خود سرخویش
آنچه پروانه ندیدست زبال و پر خویش ۱
منعم از ناله چرا فاش چو شد راز نهان
چیست در خانه که من قفل زنم بر در خویش ۲
خانه زاد جگر سوخته ماست همان
ناله هر چند بافلاک رساند سر خویش ۳
یکتن از اهل وفا نیست بخونگرمی من
باورت گر نبود پرس هم از خنجر خویش ۴
تنگ چشمی فلک بیش از آنستکه بود
نگذارد که نشینیم بخاکستر خویش ۵
مرهم داغ جنون خاک سر کوی کسی است
ایخوش آنروز که آنخاک کنم بر سر خویش ۶
پاره دل گره رشته اشکست کلیم
این گره باز کن از کار دو چشم تر خویش ۷
آنچه پروانه ندیدست زبال و پر خویش ۱
منعم از ناله چرا فاش چو شد راز نهان
چیست در خانه که من قفل زنم بر در خویش ۲
خانه زاد جگر سوخته ماست همان
ناله هر چند بافلاک رساند سر خویش ۳
یکتن از اهل وفا نیست بخونگرمی من
باورت گر نبود پرس هم از خنجر خویش ۴
تنگ چشمی فلک بیش از آنستکه بود
نگذارد که نشینیم بخاکستر خویش ۵
مرهم داغ جنون خاک سر کوی کسی است
ایخوش آنروز که آنخاک کنم بر سر خویش ۶
پاره دل گره رشته اشکست کلیم
این گره باز کن از کار دو چشم تر خویش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۱ - دیده را کردی سفید از انتظار ما مپرس
گوهر بعدی:غزل ۴۰۳ - اگرچه از مژه روبم غبار رهگذرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.