هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که از درد دل و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر از دام عشق، ناتوانی در برابر جذبههای معشوق، و رنجهای دل بیقرار میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند آزادی روح، صبر، و درماندگی در عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی مانند 'آزادی دل' و 'رنج عشق' برای مخاطبان جوانتر ممکن است قابل درک نباشد.
غزل ۴۱۴ - خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل
خم زلفی است دگر دام گرفتاری دل
که درو موی نگنجیده زبسیاری دل ۱
راهزن را نبود باک ز فریاد جرس
ترک یغما نکند غمزه ات از زاری دل ۲
دید چون بیکسی ما دل آهن شد نرم
ماند پیکان تو در سینه بغمخواری دل ۳
خنده بر بخت زنم یا بوفاداری دوست
گریه بر خویش کنم یا بگرفتاری دل ۴
طاقت صبر و سکون در سر کار دل رفت
عاشقان خانه خرابند ز معماری دل ۵
آنکه بگذاشت چنین نرگس بیمار ترا
گفت منهم نکنم چاره بیماری دل ۶
مذهب بنده و آزاد همین یکحرفست
چیست آزادی کونین، سبکباری دل ۷
عشق چون تیغ کشد بر دل بیچاره کلیم
کیست جز داغ که آید بسپرداری دل ۸
که درو موی نگنجیده زبسیاری دل ۱
راهزن را نبود باک ز فریاد جرس
ترک یغما نکند غمزه ات از زاری دل ۲
دید چون بیکسی ما دل آهن شد نرم
ماند پیکان تو در سینه بغمخواری دل ۳
خنده بر بخت زنم یا بوفاداری دوست
گریه بر خویش کنم یا بگرفتاری دل ۴
طاقت صبر و سکون در سر کار دل رفت
عاشقان خانه خرابند ز معماری دل ۵
آنکه بگذاشت چنین نرگس بیمار ترا
گفت منهم نکنم چاره بیماری دل ۶
مذهب بنده و آزاد همین یکحرفست
چیست آزادی کونین، سبکباری دل ۷
عشق چون تیغ کشد بر دل بیچاره کلیم
کیست جز داغ که آید بسپرداری دل ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۳ - آهم اثر نیافت ز فریاد بیوقوف
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵ - امانم داد هجر بیمدارا تا ترا دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.