هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیاعتنایی به دنیا و مادیات سخن میگوید و تأکید میکند که به دنبال مرادهای دنیوی نیست. او از زندگی گذرا و بیثبات، ظلم به ضعیفان، و تکیه بر مال و قدرت بیزار است. شاعر به فقر و قناعت افتخار میکند و ترجیح میدهد بدون تکیهگاه دنیوی زندگی کند. همچنین، او از غرور و خودبینی دوری میجوید و تنها به دنبال حقیقت و بقای معنوی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴۱۹ - ز سعی بخت مرادی روا نمی خواهم
ز سعی بخت مرادی روا نمی خواهم
وسیله گر همه باشد دعا نمی خواهم ۱
سرای عاریتی قابل نشستن نیست
از آن بخاطر احباب جا نمی خواهم ۲
شکستگانرا پامال ساختن کفر است
بکنج خلوت غم بوریا نمی خواهم ۳
جنان زدست تهی خوشدلم بهمت فقر
که پیر گشتم و در کف عصا نمی خواهم ۴
گدا بغیرت من نیست در دیار طلب
هر آن مراد که گردد روا نمی خواهم ۵
ز روزگار دو حاجت امید نتوان داشت
اگر بمرگ رسیدم ترا نمی خواهم ۶
بتان ز صحبت هم می کنند کسب غرور
ترا بآینه هم آشنا نمی خواهم ۷
چنان براه طلب همتم بلند بود
که از سراب جز آب بقا نمی خواهم ۸
کلیم از سفر آوارگی چو مطلب شد
جریده می روم و رهنما نمی خواهم ۹
وسیله گر همه باشد دعا نمی خواهم ۱
سرای عاریتی قابل نشستن نیست
از آن بخاطر احباب جا نمی خواهم ۲
شکستگانرا پامال ساختن کفر است
بکنج خلوت غم بوریا نمی خواهم ۳
جنان زدست تهی خوشدلم بهمت فقر
که پیر گشتم و در کف عصا نمی خواهم ۴
گدا بغیرت من نیست در دیار طلب
هر آن مراد که گردد روا نمی خواهم ۵
ز روزگار دو حاجت امید نتوان داشت
اگر بمرگ رسیدم ترا نمی خواهم ۶
بتان ز صحبت هم می کنند کسب غرور
ترا بآینه هم آشنا نمی خواهم ۷
چنان براه طلب همتم بلند بود
که از سراب جز آب بقا نمی خواهم ۸
کلیم از سفر آوارگی چو مطلب شد
جریده می روم و رهنما نمی خواهم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - دورم از فتنه که در سایه مژگان توام
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - نمیرم تا براهت برنمی آید تمنایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.