هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه عمیق خود میگوید که باعث گریههای فراوانش شده است. او از فراق یار و درد دوری سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند خون جاری از نامه، مرغ گرفتار در دام، و نقش پای در گل بیان میکند. شاعر همچنین به ظلم و بیداد اشاره دارد و از خداوند میپرسد که این رنجها کی به پایان میرسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند خون و بیداد ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۴۲۳ - اشک غمازست خون در گریه داخل کرده ام
اشک غمازست خون در گریه داخل کرده ام
عکس تا ظاهر نگردد آب را گل کرده ام ۱
رفتم از کوی تو چون شخصی که سیلابش برد
ترک جان را بیشتر از طی منزل کرده ام ۲
آنچنان کز اشتیاق دانه مرغ آید بدام
من زشوق ناله خود را در سلاسل کرده ام ۳
حرف بیدادش بناخن می کنم بر چهره لیک
چشم تا بر هم زنم از گریه باطل کرده ام ۴
چون گلوی مرغ بسمل خون رود از نامه ام
آری آری شرح خون پالائی دل کرده ام ۵
یارب این ره کی بپایان می رسد چون ضعف من
همچو نقش پای در گامی دو منزل کرده ام ۶
تا کسی بر لب نیارد دعوی خون کلیم
خون فرزندان خود را وقف قائل کرده ام ۷
عکس تا ظاهر نگردد آب را گل کرده ام ۱
رفتم از کوی تو چون شخصی که سیلابش برد
ترک جان را بیشتر از طی منزل کرده ام ۲
آنچنان کز اشتیاق دانه مرغ آید بدام
من زشوق ناله خود را در سلاسل کرده ام ۳
حرف بیدادش بناخن می کنم بر چهره لیک
چشم تا بر هم زنم از گریه باطل کرده ام ۴
چون گلوی مرغ بسمل خون رود از نامه ام
آری آری شرح خون پالائی دل کرده ام ۵
یارب این ره کی بپایان می رسد چون ضعف من
همچو نقش پای در گامی دو منزل کرده ام ۶
تا کسی بر لب نیارد دعوی خون کلیم
خون فرزندان خود را وقف قائل کرده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۲ - هر آه حسرتی که به تنها کشیده ام
گوهر بعدی:غزل ۴۲۴ - تا من از صیقل می آینه روشن کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.