هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رهایی از قید تقوا و رسوایی در میان مردم سخن میگوید. او خود را دیوانهای میداند که با باد میسازد و در گوشهی عزلت اشک میریزد. شاعر از تجملات دنیوی بیزار است و خود را مانند رشتهای میداند که اگر در گهر افتد، ارزشمند میشود. او همچنین از دامهای بینتیجه میگوید و اشاره میکند که اگر اجازه دهند، مانند بوی شراب از پردهی عصمت بیرون خواهد آمد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۲۶ - خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
چندی بزبان همه کس چون خبر افتم ۱
این همسفران پشت بمقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم ۲
دیوانه آنزلفم و از غایت سودا
با باد در آویزم و با شانه درافتم ۳
این گوشه عزلت ز تو آب رخم افزود
نشناسم اگر قدر ترا دربدر افتم ۴
بر خویش نمی بالم از اسباب تجمل
چون رشته سراپای اگر در گهر افتم ۵
صیدم بتکلف نتوان کرد درین دشت
هر دام که بیدانه، درو زودتر افتم ۶
مستوری من چیست کلیم، ار بگذارند
چون بوی می از پرده عصمت بدر افتم ۷
چندی بزبان همه کس چون خبر افتم ۱
این همسفران پشت بمقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم ۲
دیوانه آنزلفم و از غایت سودا
با باد در آویزم و با شانه درافتم ۳
این گوشه عزلت ز تو آب رخم افزود
نشناسم اگر قدر ترا دربدر افتم ۴
بر خویش نمی بالم از اسباب تجمل
چون رشته سراپای اگر در گهر افتم ۵
صیدم بتکلف نتوان کرد درین دشت
هر دام که بیدانه، درو زودتر افتم ۶
مستوری من چیست کلیم، ار بگذارند
چون بوی می از پرده عصمت بدر افتم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۵ - چون در مصاف حادثه آه از جگر کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۷ - با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.