هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از کلیم کاشانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق، دردهای عشق، و تسلیم در برابر تقدیر است. شاعر از زخم‌های عشق، ناامیدی‌ها، و آرزوهایش سخن می‌گوید و در نهایت به تسلیم و پذیرش هر آنچه معشوق می‌خواهد، تن می‌دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند زخم‌های عشق و تسلیم در برابر تقدیر نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۲۷ - با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم

با فکر او چو سر بگریبان فرو کنم
تشریح زلف خم بخمش موبمو کنم ۱

دهقان بهر زمین که نشاند نهال تاک
منهم بخاک، تخم کدوئی فرو کنم ۲

از تیغ ابروی تو زبس زخم خورده ام
جرأت نمی کنم که بمحراب رو کنم ۳

هرگز مراد من بحصول آشنا نبود
در زیر تیغ عمر ابد آرزو کنم ۴

از عقل های کهنه و نو خرمنی شود
گر آستان میکده را رفت و رو کنم ۵

گردد بزیر خاک سکندر زشرم آب
دل را اگر بآینه اش روبرو کنم ۶

دشنام و بوسه هر چه عوض می دهی بده
حاشا که با تو بر سر دل گفتگو کنم ۷

بر صید دیگری نظری کی فتد، که من
در سر نگنجدم که گل چیده بو کنم ۸

خواهی نشان تیر شوم یا غلاف تیغ
با هر ستم که مصلحت تست خو کنم ۹

با تیغ جور ناوک لطفی کلیم هست
تا چاکهای سینه به پیکان رفو کنم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۶ - خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
گوهر بعدی:غزل ۴۲۸ - بدور خویش ز مینا حصار می خواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.