هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، درد، رنج و آرزوهای شاعر سخن می‌گوید. شاعر از عشق سوزان، تشنگی، خجلت، فقر و رنج‌های عاطفی خود می‌گوید و آرزو می‌کند که از این دردها رهایی یابد. همچنین، به صبر و تحمل در برابر مشکلات اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و مفهومی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و درد نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.

غزل ۴۳۰ - آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم

آتش دیگ هوس از دل سوزان گیرم
آب لب تشنگی از آهن پیکان گیرم ۱

خوابم اینست که در دیدنت از هوش روم
خوردنم اینکه سرانگشت بدندان گیرم ۲

عرق خجلت من سیل وجودم گردد
فقر را گر دهم و ملک سلیمان گیرم ۳

وجه می گر نبود منکه ببوئی مستم
جا بهمسایگی باده فروشان گیرم ۴

روش سوختن داغ ز دام آموزم
وز قفس قاعده چاک گریبان گیرم ۵

از تف آتش آن تب که تنم را بگداخت
از گل داغ گلاب از پی درمان گیرم ۶

داده خویشتن ایام چو می گیرد باز
حیف باشد که بجز پند زدوران گیرم ۷

دارم آن حوصله و صبر که غم هم نخورم
از تهیدستی اگر روزه حرمان گیرم ۸

نتوان بود کلیم اینهمه در بند لباس
بهر اطفال سرشکی که بدامان گیرم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۹ - بسکه سودای سر کوی تو پیچد در سرم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱ - دست و دل تنگ و جهان تنگ خدایا چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.